الشيخ علي المشكيني

137

تفسير روان (فارسى)

استفهام انكارى است ، يعنى جاودانى كردن همهء بشرها يا برخى از آنها در دنيا بر خلاف پيش‌بينى و ارادهء ازلى و قطعى الهى و بر خلاف سنّت جاريهء خداوند در خلقت بشر است ، چنان كه فرموده : إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَيِّتُونَ [ زمر ، 30 ] . كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ نفس عبارت است از هر موجود ذىروح مركب از روان و تن ، و به خود روان در مقابل تن نيز گفته مىشود . يعنى : هر نفسى چشندهء مرگ است و حتماً و بىترديد بايد بميرد . پس مراد از مرگ بيرون شدن روان از تن و جدايى ميان جسم و جان است ، و اين حكم قانون الهى است از آغاز خلقت تا پايان آن ، لكن تا نفخهء اول صور نسبت به همهء جانداران زنده به تدريج انجام مىيابد و نسبت به بقيه به واسطهء نفخهء اول محقق مىشود . « و نبلوكم » يعنى شما بشرهاى مكلّف را به واسطهء شر در دنيا يعنى به بيمارى و فقر و جنگ و ناامنى و حوادث تلخ و مصايب دنيوى و نيز به واسطهء خير يعنى خوشىها و نعمت‌هاى دنيا آزمايش مىكنيم به فتنه و آزمايش خاصى يعنى به تناسب مقام و رتبه و به اقتضاى نظام اتمّ خلقت . و به سوى ما بازگردانده مىشويد . بايد دانست كه وسيلهء آزمايش بشر از جانب خداوند سه نوع است : اول تكاليف الهى كه به عنوان دين و شريعت متوجه جامعه مىشود كه در اين آيه ذكر نشده . دوم مصايب و آلام و ناراحتىهاى دنيا . سوم خوشىها و نعمت‌هاى دنيوى . وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَهذَا الَّذِى يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمنِ هُمْ كَافِرُونَ « 36 » خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُورِيكُمْ آيَاتِى فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ « 37 »